یک روز با دخترم
مهدیس عزیزم
امشب اومدم تا برات بگم این روزها از صبح که از خواب بلند میشی تا شب چه کارهایی می کنیم
اول صبح که از خواب بلند میشی بعد از اینکه دست و صورتت را شستم حدودساعت 9 برات چند قطعه از
آهنگ های موزرات را می ذارم بعد هم یک سری آهنگ های شاد کودکانه به زبان انگلیسی و فارسی
بعد می برمت توی اتاقت و کلی باهم بازی می کنیم برات همه عروسکهات را میارم تو هم ذوق میکنی
آویز گردون تختت را روشن میکنم و تو هم عاشقش هستی توی همین حین که داری با عروسکهات بازی
می کنی من هم به یه سری از کارهای خونه میرسم تقریباً ساعت 12 یه چرت یک ربعه میزنی من هم
این فرصت سعی میکنم یه سری به اینترنت بزنم و گاهی هم لباسهات را می شورم و وقت برای اینترنت
نمی مونه بعد که از خواب بلند شدی دوباره باهات بازی می کنم می ذارمت روی تخت و دمرت می کنم
تا ماهیچه هات ورزیده بشن که انشاءالله بتونی به خوبی زود زود سینه خیز بری بعد مامان ناهارش را
می خوره
بعد هم یه سر می ریم پیش مامان جون و آقا جون تو باهشون بازی می کنی دیگه نزدیک ساعت 3
شما بهونه گیری می کنی و مدام چشمهات را می بندی این یعنی اینکه خوابت میاد
میاییم خونه خودمون و من بعد از نیم ساعت تلاش موفق میشم شما را به خوابونم اما تا میایم یه خورده
به کارهای خودم برسم می بینم بعلللللللللللللللله خانم گلم بعد از یک ربع خوابیدن بلند شده من هم
دوباره سعی می کنم تا بخوابونمت بعد از یک ربع موفق به خوابوندنت میشم ولی این بار دیگه معمولاً یکی
دو ساعت می خوابی من هم به کارهام میرسم و شام را آماده میکنم یه وقتایی یه چرتی هم می زنم
بعد که بلند شدی دوباره برات آهنگهای شاد کودکانه می ذارم باهات می رقصم حرف می زنم گاهی
وقتها هم میریم پارک بهت گلها درختها فواره اب پارک را نشون میدم و تو برای همه این چیزها ذوق
می کنی و دست و پاتکون میدی این روزها دیگه می خواهی همه چیز را بادست بگیری و به دهنت
ببری
خلاصه شب میشه و بابا میاد خونه شما ساعت 8تا 9 دوباره یه چرت کوچیک می زنی و کلی با بابا
جونت بازی می کنی یه وقتهایی هم دوباره یه سری به مامان جون و آقاجون می زنی
شب ساعت 11:30 تا 12 هم می خوابی
مثل الان که عین یه فرشته ناز به خواب رفتی
دخترم دوستت دارم
هم من و هم بابا


یک روز با دخترم
