برگشتم سر کار
مهدیسم دختری از دیار فرشته های آسمانی مامان برگشت سر کار دختر نازم امروز وقتی صبح داشتم
می رفتم چشمهای مشکی قشنگت را باز کردی و با تعجب بهم نگاه می کردی مدام با نگاهت دنبالم
می کردی نمی دونی چقدر لحظات سختی بود توی راه گریه کردم
مامان برای این تصمیمش دلایل محکمی داره امیدوارم هیچ وقت توی اینده از دست مامانت به خاطر این کارش دلگیر نشی
هروقت که خواستی برات دلایلم را توضیح میدم
من و بابائی خیلی دوست داریم
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


برگشتم سر کار
