اتفاقات قشنگ
دخترک نازم امسال برای اولین بار 13 اردیبهشت با همدیگه رفتیم نمایشگاه کتاب و این اولین تجربه شما از
حضور در نمایشگاه کتاب بود
اولین دندون از لثه های بالات هم دراومد تقریباً دو روز قبل از تولدت
هفته گذشته دو قدم برداشتی و دیروز پنج قدم هر روز مهارتهای راه رفتنت بیشتر و بیشتر میشه
ازم می خوای که دستات را بگیرم و تاتی کنیم و
نمی دونی با اون قدمهای کوچیکت چقدر دنیای زیبایی را بهم هدیه میدی
نمی دونی چقدر مشتاقم برای گرفتن دستان کوچیکت و قدم قدم راه رفتن
نمی دونی که چقدر عاشقانه قدم برداشتن هات را نگاه می کنم
دیگه دوست نداری چهار دست و پا بری
دخترکم خیلی زود داری بزرگ میشی و من هر لحظه این بزرگ شدن را می خوام حس کنم
می خوام با تموم نفسهام ببلعم
دخترکم توی گریه هات میگی بابا - ماما الهی قربون اون اشکهای قشنگت بشم
دوستت دارم
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


اتفاقات قشنگ
