بدون عنوان
کوچولوی مهربانم امروز در دومین مسافرتی که باهم به خمین داشتیم زمانی که در حیاط خانه خاله بودم و تو در اتاق تنها ماندی به سراغت آمدم و دیدم داری تمام تلاشت را می کنی که عروسک محبوبت را با دستانت بگیری مدتها بود که تلاش می کردی اما موفق نمیشدی و امروز بلاخره توانستی و من با شوق فراوا پدرت را صدا زدم
دخترم بدان همیشه برای بدست آوردن باید تلاش کنی امروز تو برای بدست آوردن عروسکت روزها بود که تلاش کرده بودی پس بدان با بزرگتر شدن آرزوهایت باید تلاشت نیز مضاعف شود
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


بدون عنوان
